تفاوت هبه و ابراء ذمه؛ تعریف، شرایط و آثار

تفاوت-هبه-و-ابراء-ذمه

اگر بخواهید بخشی از دارایی ‌تان را بلاعوض به دیگری بدهید، یا بدهیِ شخصی را ببخشید، دو ابزار حقوقیِ پرکاربرد پیش رو دارید: هبه و ابراء ذمه. این دو نهاد هرچند هر دو تبرعی (بدون عوض) هستند، اما ماهیت، تشریفات، امکان رجوع و آثارشان یکسان نیست. در این راهنمای جامع، با نگاهی کاربردی و منطبق بر قواعد قانون مدنی ایران، به تعریف، شرایط، آثار و تفاوت‌های کلیدی هبه و ابراء می‌پردازیم و در پایان، سناریوهای رایج و نکات قراردادی را مرور می‌کنیم تا بدانید در چه موقعیتی کدام ابزار مناسب‌تر است.

هبه چیست؟

در حقوق ایران، هبه عقدی است که به موجب آن واهب (اهداکننده) مال خود را بلاعوض به موهوب‌له (گیرنده) تملیک می‌کند. نکات مهم:

  • هبه عقدی جایز است؛ یعنی اصل بر این است که واهب حق رجوع دارد، مگر در مواردی که قانون رجوع را منع کرده است (مانند هبه به اقارب نسبی نزدیک (ذوی‌الارحام)، تلف یا انتقال عین موهوبه، یا هبه معوض پس از انجام عوض).
  • قبول و قبض برای تحقق هبه ضروری است؛ تا وقتی مال موضوع هبه به قبضِ موهوب‌له نرسد، تملیک کامل نشده است.
  • موضوع هبه باید مال قابل تملک و قابل تسلیم باشد (منقول یا غیرمنقول). در اموال غیرمنقول، برای قابلیت استناد در برابر اشخاص ثالث، عملاً تنظیم سند رسمی و ثبت لازم است.
  • هبه می‌تواند معوض هم باشد (واهب مالی را می‌بخشد و در مقابل،هرچند اندک شرط می‌کند). هبه معوض پس از ایفای عوض، قابلیت رجوع ندارد.

خلاصه: هبه یعنی انتقال مالکیت مال (نه طلب)، با قرارداد (دوطرفه)، با قبول و قبض، و اصالتاً قابل رجوع مگر در موارد منع رجوع.

ابراء ذمه چیست؟

ابراء یک ایقاع (عمل حقوقی یک‌طرفه) است؛ داین/طلبکار با اراده خود، دینِ ثابت و مسلم را ساقط می‌کند و مدیون را از تعهد رها می‌سازد. نکات مهم:

  • ابراء نیاز به قبول مدیون ندارد؛ با اراده‌ی یک‌طرفه‌ی طلبکار محقق می‌شود.
  • موضوع ابراء باید دَینِ موجود و معلوم باشد؛ ابراء دین آینده یا مجهول محل ایراد است.
  • ابراء اصولاً غیرقابل رجوع است؛ چون ماهیتاً اسقاط حق است نه انتقال.
  • تشریفات خاصی لازم ندارد، اما برای قابلیت اثبات، تنظیم سند (ترجیحاً رسمی) توصیه می‌شود.

خلاصه: ابراء یعنی بخشش دین (سقوط تعهد)، یک‌طرفه، بی‌نیاز از قبول، و غیرقابل رجوع.

شرایط و الزامات صحت

شرایط اصلی هبه

  • اهلیت طرفین: واهب و موهوب‌له باید بالغ، عاقل و غیرمحجور باشند.
  • قصد و رضا: هبه باید با قصد انشاء و رضایت واقع شود (بدون اکراه و یا اجبار).
  • قبول و قبض: قبولِ موهوب‌له و قبضِ عین موهوبه شرط تحقق است.
  • قابلیت تسلیم: مالی که هبه می‌شود باید قابل تسلیم و تملک باشد.
  • تشریفات در غیرمنقول: برای اعتبار در برابر ثالث، سند رسمی/ثبت عملاً لازم است.

شرایط اصلی ابراء

  • اهلیت داین: فقط طلبکارِ ذی‌سمت و ذی‌حق می‌تواند ابراء کند.
  • موضوع معلوم و موجود: ابراء باید ناظر به دَین محقق باشد.
  • قصد و رضا: اعلام اراده باید آزادانه و روشن باشد.
  • بی‌نیازی از تشریفات: ثبت الزامی نیست، اما دلیل معتبر اهمیت دارد.

آثار حقوقی و مالی

آثار هبه

  1. انتقال مالکیت: با تحقق عقد و قبض، مالکیت مال به موهوب‌له منتقل می‌شود.
  2. امکان رجوع: اصل بر قابلیت رجوع واهب است مگر در موارد منع (ذوی‌الارحام، تلف/انتقال، معوض پس از ایفای عوض).
  3. ضمان درک و عیوب: چون بلاعوض است، به‌طور معمول ضمانت‌های عقد بیع را ندارد؛ مگر شرط خاص.
  4. آثار ثبتی: در غیرمنقول، ثبت رسمی برای قابلیت استناد و انتقال قطعی در برابر ثالث حیاتی است.

آثار ابراء

  1. سقوط تعهد: دین به‌طور قطعی ساقط می‌شود؛ هیچ مطالبه‌ی بعدی ممکن نیست.
  2. یک‌طرفه و غیرقابل رجوع: امکان بازگشت از ابراء نیست (جز در موارد استثناییِ اثبات عیب اراده مانند اشتباه/اکراه).
  3. نفی تضمین‌های فرعی: با زوال دین، وثایق تبعی (مثل رهن/ضمان) نیز سقوط می‌کنند مگر برای دیون دیگر برقرار باشند.
  4. کاهش ریسک دعوا: اگر مستند باشد، اختلافات آتی را به‌طور مؤثر می‌بندد.

تفاوت‌های کلیدی هبه و ابراء

  • ماهیت:
    • هبه: عقد تملیکیِ بلاعوض (انتقال مال).
    • ابراء: ایقاع اسقاطی (سقوط دَین).
  • تشریفات و تحقق:
    • هبه: قبول و قبض شرط است؛ در غیرمنقول، ثبت رسمی برای استناد به ثالث ضروری است.
    • ابراء: اعلام یک‌طرفه‌ی داین کافی است؛ تشریفات خاص الزامی ندارد، اما مستنَد کردن ضروری است.
  • رجوع‌پذیری:
    • هبه: اصالتاً قابل رجوع (با موانع قانونی مشخص).
    • ابراء: غیرقابل رجوع (ماهیتاً اسقاط).
  • موضوع:
    • هبه: عین/مال (منقول یا غیرمنقول).
    • ابراء: دَین/طلب؛ بخشش طلب از بدهکار خودش.
  • زمان اثر:
    • هبه: اثر پس از قبض و تشریفات ثبتی در غیرمنقول.
    • ابراء: اثر فوراً با اعلام داین واقع می‌شود.

هبه دین به مدیون یا ابراء؟ یک ظرافت مهم

گاهی می‌پرسند: «اگر طلبکار سند طلب را به بدهکار ببخشد، این هبه است یا ابراء؟»
در عمل، بخشش خودِ دَین به مدیون، ابراء محسوب می‌شود (چون اسقاط تعهد است نه انتقال مال). اگر صرفاً سند طلب (برگه‌ی طلب) واگذار شود اما اسقاط دین اعلام نگردد، ممکن است اختلاف تفسیری ایجاد شود. برای پرهیز از ابهام، در متن صریحاً بنویسید: «دَینِ موضوع قرارداد ابراء شد.»

سناریوهای رایج و انتخاب ابزار مناسب

۱) هدیه‌ی خانوادگی (پول/طلا/سهام/ملک)

  • ابزار مناسب: هبه
  • نکته‌ی کلیدی: اگر می‌خواهید راهِ بازگشت در آینده باز باشد، هبه غیرمعوضغیراز ذوی‌الارحام) تنظیم کنید. اگر قطعیت و عدم رجوع می‌خواهید، یا هبه معوض (با دریافت عوض) کنید یا به ذوی‌الارحام هبه نمایید (در این دو حالت رجوع مسدود می‌شود). در اموال غیرمنقول، سند رسمی و ثبت را جدی بگیرید.

۲) بخشش بدهی دوستی/همکار

  • ابزار مناسب: ابراء ذمه
  • نکته‌ی کلیدی: متن روشن، دقیق و یک‌پارچه تنظیم کنید: مشخصات طرفین، مبلغ/موضوع دین، منشأ تعهد، اعلام ابراء قطعی و غیرقابل رجوع. برای پرهیز از دعاوی بعدی، توصیه‌ی جدی: سند رسمی یا حداقل رسید و امضای معتبر بگیرید.

۳) تسویه‌ی درون‌شرکتی/خانوادگی پیچیده

  • ترکیبی از صلح + ابراء/هبه
  • نکته‌ی کلیدی: گاهی صلح ابزار مناسب‌تری برای تصفیه‌ی جامع است؛ می‌توانید بخشی را ابراء و بخشی را هبه کنید، اما همه را در یک سند منسجم با صورت‌وضعیت مطالبات/اموال ببندید.

۷ نکته‌ی طلایی تنظیم متن

  1. شفاف بنویسید: موضوع (مال/دین)، مبلغ/مشخصات، طرفین، تاریخ، محل، قصد قطعی.
  2. ابهام ممنوع: از واژه‌های دوپهلو (بخشش/واگذاری/هدیه) بدون تعیین ماهیت حقوقی پرهیز کنید.
  3. قبض را مستند کنید (در هبه): رسید تحویل مال/کلید/سند؛ برای غیرمنقول، سند رسمی.
  4. منشأ دین را بنویسید (در ابراء): شماره قرارداد/رسید/چک، تا قابلیت استناد بالا برود.
  5. رجوع/عدم رجوع را تکلیف کنید: در هبه، وضعیت رجوع و موانع را روشن کنید؛ در ابراء، غیرقابل رجوع بودن را تصریح کنید.
  6. تعهدات تبعی را ببندید: درباره‌ی وثایق (رهن/ضمان) صریحاً بنویسید با ابراء ساقط می‌شوند یا می‌مانند.
  7. امضا و گواه معتبر: دو شاهد معتمد، اثر انگشت، و در صورت اهمیت مالی، تنظیم رسمی.

خطاهای پرتکرار که باید از آن‌ها پرهیز کنید

  • اشتباهِ ماهیت: بخشش دین را با «هبه» بنامید ولی متن از اسقاط دین سخن نگوید : زمینه‌ی دعوا.
  • غفلت از قبض (در هبه): صرف امضا کافی نیست؛ قبض را حتماً بیاورید.
  • ثبت‌نکردن غیرمنقول: در هبه‌ی ملک، بدون سند رسمی : عدم قابلیت استناد علیه ثالث.
  • موضوع مبهم در ابراء: «هرچه بین ماست بخشیدم» : ابهام و قابلیت ابطال/تفسیر.
  • غفلت از ذوی‌الارحام و معوض بودن: قانوناً موانع رجوع را بشناسید تا خلاف هدفتان نشود.

دیدگاه تخصصی مرکز قرارداد پاژ

  • وقتی می‌خواهید مالی را ببخشید: سراغ هبه بروید؛ قبول و قبض را فراموش نکنید و در غیرمنقول، ثبت رسمی انجام دهید. اگر عدم رجوع برایتان مهم است، یا هبه معوض کنید یا به اقارب نزدیک هبه کنید.
  • وقتی می‌خواهید بدهی را ببخشید: ابراء ذمه بهترین، سریع‌ترین و قطعی‌ترین مسیر است؛ یک‌طرفه، غیرقابل رجوع و با یک متن دقیق قابل انجام است.
  • در موارد پیچیده، به‌جای تکه‌تکه‌نویسی، یک سند منسجم و روشن (صلح/هبه/ابراء) با مستندات کافی تنظیم کنید.

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *